برخی امور در زندگی به گونهای هستند که با تجربهی آنها برای نخستین بار، دیگر نمیتوانی به حال پیشین خویش بازگردی. تبدیل میشوی به یک «من» جدید. اما چه میشود اگر در شرایطی قرار گیری که نتوانی این «من» جدید را به طور کامل بروز دهی؟ از طرفی، نمیتوانی همچون آن «من» پیشین قابلیت تحمل و مدیریت شرایط حاکم را داشت باشی. در اینجا، یک حالت برزخی در انسان پدیدار میگردد و وجود او فرسوده میشود. و چه فرسودگی عجیبی! راه چاره چیست؟ تغییر شرایط؟ یا فراموشی؟
به گمانم پاسخ آلبر کامو چنین باشد:«عصیان! عصیان کنید!»