بازی شطرنج مفهوم «ارزش» را برایم به شکل کاملاً متفاوتی ترسیم می کند.
در شطرنج، ارزش یک مهره امری مطلق نیست. بلکه تابع شرایط است. گاه ممکن است یک اسب ارزش بیشتری از یک وزیر پیدا کند. این امر را زمانی دریافتم که دیدم چطور فردی با رساندن پیادهاش به پایان صفحه و ارتقای آن به اسب، توانست حریفش را کیش و مات کند.
زمانی هم بوده که توانستم با حرکت یک پیاده به جلو که توسط شاه محافظت می شد، حریف خود را کیش و مات کنم. آن لحظه را نقطهی عطفی برای خود تلقی می کنم. چرا که اولین برد من در برابر آن فرد بود و هیچوقت انتظار نداشتم که با یک سرباز به ظاهر بی ارزش!! این مهم را به انجام رسانم.
و در آنجا بود که دیدم و متوجه شدم آنچه راجع به ارزش مهرهها میگویند، مطلق نیست بلکه به بازیکن هم بستگی زیادی دارد. (مثالی دیگر: در برخی بازیها فرد با قربانی کردن وزیر، در نهایت به پیروزی می رسد.)
شاید برایتان جالب باشد، اما ارزش مهرهها در کنار هم جمع ساده نیست و مجموع آنها بیشتر می شود. مثلا می گویند که داشتن جفت فیل در برابر یک فیل و یک اسب، حدود ۰.۵ پیاده ارزش بیشتری دارد!
و همین امر در شطرنج است که من را بر آن می دارد تا راجع به مفاهیمی نظیر «ارزش» بیش از پیش اندیشه کنم!
چرا که به وضوح می بینم چیزی ارزشمند است که فرد را به هدفش برساند. در غیر این صورت، بی ارزش خواهد بود. حداقل در دنیای شطرنج که اینطوری است!