ساعت و اجزای آن

امروز بالاخره توانستم ساعت مچی قدیمی بابا را باز کنم.
مدت زیادی بود که سعی بر آن داشتم تا به نوعی به درون آن نفوذ کنم، اما به دلیل نداشتن ابزار مناسب کار انجام نمی‌گرفت. سر انجام، امروز توانستم با به کار بردن یک عدد کاردک و چاقو موفق به باز کردن درب فشاری آن بشوم.

لحظه شور انگیزی بود. قبلا هم این کار را کرده بودم. ولی نه با این ساعت. این ساعت، یک ساعت ژاپنی از برند فلورانس بود. نکته جالب توجه آن است که در این ساعت نسبت طلایی رعایت شده است!
نسبت طلایی به نوعی نسبت در ریاضیات گفته می شود که شرح آن در مستطیل به صورت ذیل است:

« نسبت طول به عرض برابر با نسبت مجموع طول و عرض به طول»

روان شناسان بر این باورند که زیباترین مستطیل به چشم انسان مستطیلی است که این نسبت در آن رعایت شده است؛ زیرا که در ساختار شبکه چشم انسان نیز این نسبت رعایت گشته‌است.
این نسبت در بسیاری از سازه‌ها و بناهای تاریخی، تابلو‌های نقاشی، اجزای صورت انسان، شیوه چیدمان گلبرگ‌ها و ... به کار رفته است. جالب است که برخی طراحان سایت هم از این نسبت در طراحی‌های خود بهره می‌برند! همچنین، در ساعت سازی هم کاربرد دارد. درست همانطور که برند فلورانس از این نسبت استفاده نمود.

اولین قطعه‌ای که خارج کردم باتری کوچکی بود که تقریبا معادل اندازه یک دانه عدس می‌نمود. بسی کوچک بود!
روکش طلایی رنگی بر روی صفحه درونی آن قرار داشت و توسط پیچ‌هایی بسیار بسیار ظریف به موتور ساعت بسته شده بود. بر روی روکش عبارت made in Japan درج گشته بود. با دشواری بسیار، پیچ‌های ظریف را باز کردم و بالاخره توانستم تا اجزای ساعت را عریان ببینم. چه ظرافتی! وه که چه ظریف و سرشار از هماهنگی بودند! دیدن آن نظم و هماهنگی در عین ظرافت به انسان مسرت خاصی می‌بخشید!
چرخ دنده‌ها را نوبت به نوبت خارج کردم و ابعاد آن‌ها را وارسی نمودم. این کار‌ را آن قدر ادامه دادم تا دیگر چیزی از ساعت باقی نماند. تمام قطعات جدا شده بودند و تنها صفحه‌ی اصلی باقی مانده بود.

در این لحظه کمی احساس نومیدی و پوچی کردم. فکر نمی‌کردم به این زودی ها تمام بشود.
یاد گفته‌ی اینشتین افتادم که بیان داشت زمان، نسبی است. سپس به قطعات بیرون ریخته شده ساعت قدیمی نگریستم. چطور ممکن بود چنین چیز به شدت ظریف و دقیقی دچار خطا بشود؟ و در اینجا می‌توان به نقش عوامل بیرونی بیش از پیش پی برد. درست همانطوری که نیوتن بیان داشت اگر نیرویی نباشد، جسم متحرک تا ابد به حرکت خود ادامه می‌دهد، ساعت هم می‌توانست همینطور باشد. اما در دنیای واقعی، امری دیگر مطرح است. در دنیای واقعی، باتری ساعت تمام می‌شود، مقاومت آن به مرور افزایش می‌یابد، میدان گرانشی می‌تواند بر آن تاثیر بگذارد و یا بر اثر ضربه از کار بیفتد.
خنده دار بود! این ساعت داشت قوانین نیوتن را در برابر جهان واقعی برایم به تصویر می‌کشید!


نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

برای ارسال نظر باید وارد شوید.