فضیلت و رنج

داستایوسکی می گوید که رنج، مادر فضیلت است.
هر چه رنج بیشتری بکشی، فضیلت‌هایت بیشتر می شود.
نمی دانم این تقدیس رنج از کجا نشئت گرفته‌است. به یاد ضرب المثل «نابرده رنج، گنج میسر نمی شود» می افتم. چرا مثلاً «برده رنج، گنج میسر شود» نبود؟ چرا که گوینده می دانست رنج کشیدنِ صرف فرد را به چیزی نمی رساند. چه هوشمندانه!

این «تقدیسِ رنج» همان باتلاقی است که بسیاری از آدمیان در آن گرفتار شده اند.
آنان گمان می کنند که میزان رنجی که متحمل شده اند، گواهی است بر والایی و برتری‌شان و همین امر در آن‌ها «تعصب» می آفریند؛ گوش هایشان را می بندد و چشم هایشان را تاریک می سازد.

رنج، گاه در مسیر رسیدن به حقیقت(بسیار حائز اهمیت است که بدانیم به دنبال حقیقتِ چه هستیم) اجتناب ناپذیر و حتی سازنده است، اما آیا این دلیل می شود که گواهی بر صحت حقیقت باشد؟ و در پی آن مطلقاً نوعی فضیلت تلقی شود؟

خیر! فضیلت نه در رنج، بلکه در غلبه‌ی به آن نهفته است.

و در نهایت این طور بیان می دارم که میزان رنج در این مسیر، عیار تلاش، میل و خواستن است، نه عیار ارزش و صحت!


نظرات

sajadwd ۱۴۰۵/۰۱/۲۴

فضیلت نه در رنج، بلکه در غلبه‌ی به آن نفهته است. این خوب بود. بنظرم درست تره


برای ارسال نظر باید وارد شوید.