قدرت یافت الگو

روزی، معلمی برای آنکه بتواند بچه‌های کلاس را برای مدتی ساکت نگه دارد یک مسئله برایشان مطرح کرد.
مسئله چنین بود:
۱+۲+۳+۴+...+۱۰۰=؟
کلاس برای مدتی ساکت شد. معلم با خود فکر کرد که چه ایده جالبی مطرح کرده و حالا آسوده شده است! اما در همان لحظه گاوس جوان به سوی معلم آمد و گفت که پاسخ را به دست آورده. معلم ابتدا گمان کرد که گاوس رو دست انداخته است!
از او پرسید چگونه پاسخ را یافته است؟

گاوس شروع به توضیح کرد. بر تخته چنین نوشت:

۱۰۰+۱=۱۰۱
۹۹+۲=۱۰۱
۹۸+۳=۱۰۱

و همینطور ادامه داد و پنجاه حالت پیش آمد!
سپس چنین کرد:
۵۰×۱۰۱=۵۰۵۰

و به این صورت بود که پاسخ پیدا شد!

به یاد دارم که وقتی استاد این داستان را برای ما تعریف کرد لحظه‌ای درنگ کرده و روش گاوس را امتحان کردم. جمله‌ی «بهترین ریاضی‌دان‌ها تنبل‌ترین آن‌ها هستند» به ذهنم خطور کرد که اصلاً با آن موافق نبوده و نیستم! ولی آن موقع بود که چیزی را یاد گرفتم. شاید یکی از ویژگی‌های بهترین ریاضی دانان آن است که بهینه تر کار می‌کنند و سعی بر آن دارند تا مسئله را از دید دیگری بنگرند و صرفاً به راه حل‌های کلاسیک بسنده نمی‌کنند.

اگر گاوس همان راه دیگر افراد را پیش می‌گرفت و به صورت معمولی جمع می‌زد، باز هم به جواب می‌رسید؛ اما چیزی که او را متفاوت کرد نه رسیدن به پاسخ، بلکه تغییر نوع نگاه به مسئله بود و چنین است که این روایت تا حال حاضر باقی‌ست!

و این است قدرت کشف یک الگو!


نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است.

برای ارسال نظر باید وارد شوید.