«۹۰ درصد اشتباهات در ۱۰ درصد آخر مسیر اتفاق می افتد»
این جمله را استاد در کلاس گفته بود. یادم می آید که همان لحظه جملهای که گفت را در جزوهام نوشتم. و با خود فکر کردم که احتمالاً دیگر هیچوقت این صفحه از جزوه را باز نکنم و جمله نوشته شده را دیگر نبینم، اما با این حال آن را نوشتم. ترک عادت کمی دشوار است!
به هرحال، دیروز که مشغول خوانش جزوه بودم به این جمله برخوردم. به یاد فکری که در آن لحظه کرده بودم افتادم و خندهام گرفت.
از لحاظ کمی، فکر نمی کنم به این آسانی ها بشود جمله را تحلیل نمود. چرا که از درصد و کلیت استفاده شده و این یعنی با آمارگیری سر و کار دارد. بماند که بعضی اشتباهات، در ظاهر اشتباه به نظر می رسند، اما در آینده ممکن است متوجه بشویم که اصلاً اینطور نبودهاند. به نوعی نسبیاند.
در نتیجه بیایید این طور قرارداد کنیم که با بخش کمی مسئله مدارا کرده و از خیر نقد آن بگذریم و در عوض آنرا از دید کیفی تحلیل کنیم.
به شخصه در وهلهی اول از خود می پرسم که اشتباه کردن به چه معناست؟
شاید اشتباه آن کار، عمل و یا حتی فکری است که به فرد ضرر می رساند؟ پس در وهلهی اول اگر توانایی تشخیص فرصتها را دارا باشیم، اشتباهات کمتری را مرتکب می شویم.
در ادامه، این پرسش مطرح می شود که چرا در قسمت های پایانی مسیر این عمل بیشتر صورت می گیرد؟ (شاید هم برای شما صدق نکند! بهتر است خود اندیشه کنید!) عموماً در چنین مواقعی فرد می گوید که بی دقتی کرده و حواسش پرت شده است. اما چرا این بی دقتی در قسمتهای پایانی کار انجام می گیرد؟
چندین پاسخ متنوع می توان ارائه کرد.
نخست آن که فرد در طی مسیر از بیشتر انرژی خویش استفاده کرده و حالا در خانهی آخر، ناگهان می لغزد و به قول معروف اشتباه می کند.
دوم آنکه شاید پای طمع انسانی در میان است. نمی خواهم بگویم طمع در کل ویژگی غیر سود آوری است. اما زمانی که خالی از فکر و اندیشه باشد، قدرت تخریبگری کسب کرده و چه بسا فزونی یابد.
سوم آنکه شاید فرد اصلا متوجه این که در حال اشتباه کردن و یا دقیقتر بگویم، درحال ضرر رسانی به خویش است، نیست. چرا که در پایان مسیر، اشتیاق انسان را کور می کند.
گفتم اشتیاق... در بخشهای پایانی مسیر گویا میل فرد برای تمام کردن هرچه سریعتر کارها بیشتر است. به همین منظور عجلهی زیادی در کارش به خرج می دهد و خب.. فکر نمی کنم خروجی چندان سرشار از دقت و مهارت باشد!
به قول معروف:«گاهی راهِ کوتاهِ عجله تبدیل به طولانی ترین مسیر می شود»