به عنوان یکی از آدمهایی که خودش رو عضوی از جامعه وبلاگنویسی میدونه، این چند وقت نشستم و پلتفرم هایی که بعد از «بیان» شکل گرفتن رو با دقت نگاه کردم...
نه از سر ایراد گرفتن که بیشتر از این جهت که شاید بشه یه قدم کوچیک برای بهتر شدن برداشت.
برای من، وبلاگ همیشه شبیه یه قایق بوده، با یه فانوس روشن وسط یه دریای بینهایت به اسم اینترنت...
هرکدوم از ما یه دلیلی برای ساختنش داریم؛ یکی برای نوشتن روزمرهها، یکی برای تجربهها، یکی برای اینکه اصلاً گم نشه بین این همه صدا.
اما یه نکته مهم هست...
بخش بزرگی از محتوای فارسیِ موتورهای جستجو همین وبلاگها هستن. پس وقتی کسی یه پلتفرم میسازه، باید بدونه کاربر برای نوشتن چی لازم داره:
از عنوان و پیوند یکتا گرفته تا دستهبندی، برچسب، تصویر شاخص...
همین چیزهای به ظاهر ساده، در واقع پایه های اصلی نوشتنن. مثلاً ساختار لینکها، چیزی که شاید بشه ساده از کنارش رد شد، اما برای آیندهی یه سایت خیلی مهمه. اینکه آدرس یه مطلب چی باشه، فقط یه ظاهر نیست یه تصمیم جدیه برای سئو، برای اینکه بعداً به مشکل نخوره، برای اینکه یه روز با کلی لینک خراب تنها نمونه.
از اون طرف، رابط کاربری...
یه چیزی که خیلی وقتها دست کم گرفته میشه. شاید یه پلتفرم امکانات زیادی داشته باشه، اما اگه حس خوبی به کاربر نده، کاربر نمیمونه. سادگی، تمیزی، و یه تجربهی روان همون چیزیه که باعث میشه آدم برگرده.
نه زیادی شلوغ، نه زیادی محدود یه تعادل ساده، ولی حیاتی.
و شاید مهمتر از همه:
امکانات پیشرفته، نباید جای امکانات پایه رو بگیرن. کاربر اول میخواد راحت بنویسه، راحت منتشر کنه، و حس کنه اینجا برای اونه. بقیهاش، بعداً معنا پیدا میکنه.
و در آخر، یه چیزی که خیلی مهمه:
هیچ پلتفرمی، تنهایی ساخته نمیشه. یه تیم، یه جمعی از آدمهایی که خودشون نوشتن رو تجربه کردن، که درد کاربر رو بفهمن، که برای جزئیات وقت بذارن همین هاست که یه پلتفرم رو زنده نگه میداره.
امیدوارم این حرفها، هرچقدر هم کوچیک، بتونه به بهتر شدن این فضا کمک کنه.
آرزوی من همیشه این بوده، که وقتی یه چیزی رو به فارسی جستجو می کنیم، به جای اسپم و محتوای بی روح، به نوشته هایی برسیم که واقعاً از دل آدمها اومدن نه کپی کردن.