خودمو گول میزدم و میگفتم توی تاریکی نشستن باعث تمرکز میشه. خودم و ناراحتیامو پشت این دروغ قایم کرده بودم. اما حالا که این ناراحتی‌ها رو رها کردم، عصر پاشدم رفتم لامپ فروشی و بزرگترین لامپی که داشت رو برای اتاقم خریدم. بیشترین نور. تونستم اون فلشی که گم کرده بودم رو ببینم. تونستم نت‌های ویولن رو واضح‌تر ببینم. تونستم گرد و خاکی که روی کامپیوتر نشسته رو ببینم و پاک کنم. امروز برای اتاقم لامپ خریدم ولی در واقع این یه لامپ برای زندگیم بود. زندگی‌ای که حالا وقتشه دوباره به جریان بیاد...