تقریبا ده سال پیش من با یه بازی آشنا شدم به اسم ۲۰۴۸ که توش باید اعداد رو به چهار جهت میکشیدیم و کاشی اعداد به هم میخوردن و بزرگتر میشدن. اول ۲ بود بعد دو تا ۲ میخورد به هم میشد ۴ بعد ۸ بعد .... همینطوری کاشی ها بزرگتر میشدن نیازمند این بودن که کاشیهای بزرگتری بسازیم که به اونا بخورن و کاشی بزرگتری به وجود بیاد! پس به اندازهای که بزرگ هستن زمان میبرن تا بشه اونا رو با کاشی دیگهای زد به هم! بازی عجیبی بود! توش غرق شدم و تا الان مدت زمان زیادی از عمرم رو صرف این بازی بودم! موقع برنامهنویسی یه گوشه بازه، توی گوشی، توی لپ تاپ، توی دستشویی هم حتی بازی کردمش! و بین دوستام و فامیل معروفم به اینکه این بازی رو خوب بلدم! (با اشتیاق به همه معرفیش کردم)
امشب داشتم به این فکر میکردم این بازی چقدر شبیه زندگیه! چون نه میشه گفت شانسیه نه میشه گفت همهاش بستگی به خودمون داره! در واقع اینش شانسیه که کاشیهای جدید (۲ یا ۴) کجا ظاهر بشن ولی اینکه ما با اونا چیکار کنیم بستگی به خودمون داره. مثل زندگی! توی زندگی هم اتفاقات عجیب و پیشبینی نشده زیادی رخ میده اما این ما هستیم که یاد بگیریم اونا رو چطوری مدیریت بکنیم. و چیزی که خیلیا نمیدونن اینه که اونی که مشکل نداره (توی بازی کاشیهای بزرگ نداره) امتیاز پایینتری داره! یعنی همونطور که کاشیهای بزرگ به ما امتیاز بیشتری میدن، مدیریت مشکلات هم توی زندگی ما رو آدم با تجربهتر و باارزشتری میکنن! و بازی زمانی تموم میشه که زمین بازی ۴ در ۴ پر بشه و دیگه نشه چیزی رو حرکت داد. اروین یالوم (روانپزشک و رواندرمانگر اگزیستانسیال) یه جملهای داره میگه "کاش وقتی میمیریم شبیه یک زمین سوخته باشیم" مثل ۲۰۴۸ با امتیاز بالا با کاشیهایی با اعداد بزرگ :)
پ.ن: تنها نسخه جذاب از ۲۰۴۸ که این روزا قابل دسترسی هستش توی سایت خودمه! اینجا کلیک کنید.