همیشه دلم میخواست دنیا رو تغییر بدم! یا بهتره بگم نجات بدم! توی هر حوزه ای که وارد میشدم دلم میخواست یه چیزی بسازم یا یه روشی ابداع کنم که ببینم بعد از من چند نفری دارن از این روش استفاده میکنن! مثلا اون موقع که ترم ۲ میکروب شناسی بودم و توی آزمایشگاه یه جدول خیلی ساده برای مقایسه رقت های سریالی رو کاغذ نوشتم و زدم به دیوار! به نظر خیلی ساده میومد و همیشه میگفتم چرا به ذهن کسی تا حالا نرسیده؟ و تا الان که ۵-۶ سالی میگذره از اون روزا هنوز اون جدول هست و هنوز همه دانشجوها به اون رجوع میکنن! یا مثل تمام پروژه های کامپیوتری که تا الان نوشتم و کاربرهای خودشون رو دارن. تمام این کارها به من این حس رو میدن که دارم دنیا رو جای بهتری (یا آسونتری) برای زندگی تبدیل میکنم! حس خوبی داره. مثل همین بلاگیفای که تا الان که دارم این رو مینویسم ۱۲ کاربر داره :)