شاید مجبور شم otos.ir رو برای یه مدتی ببندم، کمتر نوشیدنی انرژی زا بخورم و دوز قرصامم نصف کنم، الکی هم وبگردی نکنم تا بتونم یه مقدار از هزینه هایی که میتونم رو کم کنم. بعد از حدود ۷۰-۸۰ روز کار نکردن و بی اینترنتی دارم واقعا به خالی شدن حسابم نزدیک میشم. امروزم تراپیمو کنسل کردم. اگر خانم دکتر بپرسه ایندفعه راستشو میگم. خجالت نداره دیگه بالاخره به معدن طلا که وصل نیستم. هر کسی یه مدت نتونه کار کنه، یه روزی بالاخره میاد که پولاش تموم میشه. یه جای دارکی از ذهنم همش داره به این اشاره میکنه که "من دارم تن میدم به شکست" یا مثلا شاید یه روزی مجبور شم به جای اینکه ویدیوهامو یوتوب آپلود کنم برم و روی آپارات کار کنم که به شرایط درآمدزاییش نزدیک شم. نمیدونم... این روزا هیچی نمیدونم. دلم میخواد بخوابم و صدای بارون پلی کنم توی گوشام اما از شانس بدم هندزفریمم یه گوشیش خراب شده! بعضی چیزا هستن مثل همین هندزفری کامل خراب شدنشون بهتر از نصفه نیمه بودنه. اینطوری بیشتر باعث اعصاب خوردی میشه. شاید برای همینه آدما با مردن آدما بیشتر کنار میان تا با رفتن آدما..! حداقل اینطوری تو ذهنت نمیگی الان پیشِ کیه و داره با کی میخنده؟ نگاه میکنم به اول نوشته و میبینم که اووو از کجا رسیدم به کجا..! ولی حوصله ندارم پاکش کنم. پس...