خیلی تکراری و کلیشه‌ای هستش اگر بگم اولین روز از سال جدید رو با فکر تو گذروندم. موقع سال تحویل فقط میخواستم به تو پیام بدم. نوشتمش. اما پاک کردم چون چشمم به پیام قبلی که داده بودی افتاد... امروز حس آدمی رو داشتم که یه استخونش (شایدم بیشتر) در رفته! مثل اون روزی که دستم تو فوتبال موقع قیچی برگردان زدن شکست! انگار استوپ شدم! نمیتونستم هیچ حرکتی بکنم. امروز حس میکردم هیچ حرکتی نمیتونم بکنم. در رفتم.. خیلی چیزا در رفته. میدونی؟ یکیش تو که از پاسخ به تمام کارایی که برات کردم در رفتی! (بی معرفت!) راستش دیگه نمیدونم چند روزه که در رفتی! حسابش از دستم در رفته! نمیدونم امسال چندمین ساله که نیستی. توی این "ما" اگه تو "میم" بودی و من "آشغال‌ترین آدمِ دنیا" بازم حقم این روزایی که گذروندم نبود!