در حال نواختن کنسرتو رایدینگ موومان اول بودم که متوجه شدم داره نگام میکنه. هول شدم! چشمام نمیدونست ادامه نت ها رو دنبال کنه یا رد چشماشو... هول شدم! فا دو سل، به اندازه کافی نت سفید رو ویبره دادم؟ آرشه های متصل رو رعایت کردم؟ آخ.. آخ از سی بمل! آخه تو وسط نت ها چیکار میکنی؟ من خیلی خوب بلدم سی بمل کجاست! هزار بار تا حالا گرفتمش! آخ.. بس کن! اینقدر نگاه نکن! اصلا چرا اینقدر نگاه میکنه؟ خیلی بد میزنم یا خیلی خوب میزنم؟ نه نه نه تمرکز کردم روی نت ها و به آخرش رسیدم. استاد گفت خوب بود! وقتی استاد میگه خوب بود یعنی واقعا خوب بوده چون استاد الکی تعریف نمیکنه. این تایم، تایم من نبود و شاید این آخرین باری بود که بین اینکه سی بمل کجای ویولنه و چشماش چه شکلیه، چشماشو انتخاب کردم!