یکی از سوالاتی که هر برنامهنویسی حتما باید از خودش موقع رویارویی با مشکلات بکنه اینه که "من چطوری میتونم این مشکل رو با برنامهنویسی حل کنم؟!" یعنی همیشه باید سعی کنید از درِ برنامهنویسی وارد بشین! مثلا من ساعتها وقت میذارم تا برای خودم یک برنامه ToDoList بنویسم تا کارهامو داخلش بنویسم به جای اینکه یه کاغذ بردارم و کارهامو داخل کاغذ بنویسم! چرا؟ چون میتونم! چون این کار بهم لذت میده. چون فهمیدم من موقع برنامه نوشتن، آدم بهتریام..! شادترم! ناافسردهترم!
امروز حس کردم هیچ کدوم از کارام جلو نمیرن! برای همین نشستم پشت کامپیوتر، یه ترمینال باز کردم و یه پروژه رو شروع کردم. پروژهای که بشه توش پروژههام و کارام رو ثبت کنم، بگم چقدر طول میکشن، تا کِی باید طول بکشن، چی هستن؟! (کتاب خوندن!؟ نواختن یک قطعه؟ یا چیزی که فقط میشه پیشرویش رو با درصد مشخص کرد؟) و بعدش روند پیشروی و اینکه امروز باید چقدرش رو جلو ببرم تا بتونم توی فلان تاریخش تمومش کنم و اینکه آیا از برنامه جلوترم یا عقبترم رو ببینم! کنار هر پروژه یه progress bar هم گذاشتم تا پرشدن اون نوار منو به هیجان بیاره که بشینم از تمام پروژههایی که تعریف کردم، جلو بزنم! و الان کارم تموم شده. پروژه رو اجرا کردم و کارهایی که باید انجام بدم رو وارد کردم داخلش. حالا میدونم برای هر کار، کجای مسیر واستادم! حالا آمادهام که به کارام برسم!