خیلی وقته دیگه پیاده‌روی کِیف نمی‌ده... یه فضای پر از بغض پر از شک پر از یه حس کثافت که حتی نمی‌دونم اسمش چیه! رو لب مردم لبخند تشخیص نمیدم. فروشنده‌های کنار خیابونا یه گوشه ساکت نشستن و مثل قدیم تبلیغ نمیکنن "آی بیا یکی بخر سه چهار تا ببر!" یا "بیاین با این تفنگ آبپاش‌ها دل بچتونو شاد کنید".. کنار خیابون وامیستم تا چراغ سبز بشه ولی چراغ راهنمایی شکسته! ای بابا... این خیابونم زدن یه طرفه کردن که مشکل ترافیک حل بشه که نشد! از خیابون یه طرفه بدم میاد! انگار مجبوری به انتخاب یک مسیر!.. خیلی وقته دیگه پیاده‌روی حال نمی‌ده...