نکته تاریک زندگی اینجاس که نمیدونی روزایی که داره میگذره، روزای خوبته یا روزای بد! بعضی وقتا به این فکر میکنم از این بدتر دیگه نمیشه! یا اگر بشه هم من دیگه حسی بهش ندارم! حدودا دو ماهه که درآمد من (منِ مدرسِ برنامه نویسی) صفرِ مطلق شده. از تمام پس اندازهام استفاده کردم و دیگه نمیدونم تا کِی میتونم دووم بیارم! یک ماه؟ دو ماه؟ اینجور وقت ها همش سرکوفت زدنای خانواده میاد تو سرم که میگفتن "از کامپیوتر پول در نمیاد!"، "اینقدر با کامپیوتر بازی نکن پاشو برو کار کن!" و حتی حواسشون نبود که کی الان داره خرج خونه رو میده! ولی اینجور وقت ها میگم شاید راست میگفتن... من برای ساختن کسب و کارم خیلی جنگیدم. برای یوتوبم، اینستاگرامم خیلی فکر کردم، کد زدم، یاد دادم، یاد گرفتم، بیدار موندم، ایده پردازی کردم، استراتژی ریختم. و دلم حقیقتا تنگ شده! دلم برای کار کردن تنگ شده! دلم برای تو... اه! لعنت بهت که تهِ هر غصه ای انگار تو هم هستی...