نور گوشی رو میذارم تو کمترین حالتش و میوفتم رو تشک. هیولا میگه چیه؟ میگم هیچی چشمام اذیت میکنه. میگه کمتر گریه میکردی خب! میگم تو هم اگه سال به سال اشکت میومد و نمیدونستی دوباره کی امکان داره بتونی گریه کنی، برای همه چی گریه میکردی! میگه اگه حالت …
کلاس دوم یا سوم که بودم همراه مامانم پنجشنبهها باید میرفتیم اداره بهزیستی. دقیقا نمیدونم برای چه کاری. مثلا شرح حال میگرفتن، کمکی چیزی اگر بود میدادن یا... توی اون دفتر بهزیستی دو تا مددکار بودن، مددکار ما یکم خشک و بداخلاق بود اما میز کناریش یه خانومی بود، همیشه …
اون روز توی کانالم یکی کامنت گذاشته بود که برای پدرش میخواد دارو بخره و دانشجوعه و پول نداره. یه دختر خانمی بود که نوشته بود به روح مادرم قسم که هر مدرکی بخواین میدم که باور کنید و... نوشته بود از پول دارویی که میخواد بخره، نصفش مونده. من …
اگر از من بپرسی مهمترین چیزی که یک آدم باید یاد بگیره چیه؟ میگم مهارت حل مسئله. فرقی نداره بخوای ریاضیدان باشی، برنامهنویس باشی، دانشمند باشی یا شغل دیگهای داشته باشی. اگر مهارت حل مسئله رو در خودت تقویت کنی باعث میشه توی زندگی مواقعی که به مشکل میخوری، مواقعی …
وقتی دیدم نمیتونم با نبودنت کنار بیام. وقتی دیدم دوز قرصها دیگه عادی شده. وقتی افکار مزاحم از تصور تو با بقیه من رو خاک کرد. شروع کردم به ساختن سناریوهای مختلف از کشته شدن تو! چون دیدم تحمل غم مردن تو، خیلی راحتتر از مردن خودمه وقتی تو دور …