روز اولی که رفتم پیش این تراپیست جدیده، یه برگه داد گفت چیزایی که دوست داری رو لیست کن! منه گاو هم نوشتم طبیعت گردی. حالا خانم پیله کرده پاشو برو طبیعت گردی! نوشته بودم تنیس! نوشته بودم کافه گردی! بابا من نمیتونم... نه وقتشو دارم، نه حالشو، نه روحیه …
هربار یک مصیبت تازه این غم که رفت، یک غم دیگر در سینه ات عزای عمومی ست هربار یک مُحرّم دیگر! اندوه کودکی، غم پیری ست افسوس روزهای جوانی ست شاعر بمان که اشک بریزی در سینه ی تو تعزیه خوانی ست! پشت سرت گذشته ی تاریک آینده امتداد سیاهی …
توی عالم میکروبشناسی به زمانی که باکتریهای زنده وارد جریان خون میشن، میگن باکتریمی. اگر این باکتریها بتونن بازم زندگی کنن و سیستم ایمنی و درمان خارجی نتونه اونا رو حذف کنه، میشه سپتیسمی. زمانی که باکتریهای زنده توی خون تکثیر شدن و سم تولید کردن. این حالت باعث افت …
کلاس اول-دوم اینا که بودم از طرف بهزیستی بهم نامه دادن که ببرم دندون پزشکی و دندونامو تقریبا مجانی درست کنه. من از دندون هم شانس نیاورده بودم! خیلی خراب داشتم. اون دندون پزشکه خیلی از اون نامه انگار خوشش نیومد! قبول کرد ولی خب با کلی بد اخلاقی! هیچوقت …
یکی از عاداتی که از بچگی دارم جمع کردن اطلاعاته، ساختن پرونده از آدما. یه دفتر داشتم جلدش صورتی بود پاره پوره، این مال خیلی بچگیاس! جایی که من بلد نبودم ساعت بخونم! به جاش عقربه هاشو نقاشی میکردم توی یه گوشه و گوشه دیگه بابامو میکشیدم که داره داد …