وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


میگه فکر دیر شدن رو از کله‌ات بنداز بیرون!

همش میگه بهم. همش میگه هیچوقت دیر نمیشه! منو ببین توی ۳۶ سالگیم روانشناسی رو شروع کردم! یه بچه داشتم، افسردگی بعد زایمان داشتم و الان توی ۴۲ سالگیم دکترای روانشناسی دارم و هیچکس از همکلاسیام که از من کوچیکتر بودن هم به این نقطه هنوز نرسیدن! پس نگو دیر …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۷

باکتریمی

توی عالم میکروب‌شناسی به زمانی که باکتری‌های زنده وارد جریان خون میشن، میگن باکتریمی. اگر این باکتری‌ها بتونن بازم زندگی کنن و سیستم ایمنی و درمان خارجی نتونه اونا رو حذف کنه، میشه سپتیسمی. زمانی که باکتریهای زنده توی خون تکثیر شدن و سم تولید کردن. این حالت باعث افت …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۶

پرونده

یکی از عاداتی که از بچگی دارم جمع کردن اطلاعاته، ساختن پرونده از آدما. یه دفتر داشتم جلدش صورتی بود پاره پوره، این مال خیلی بچگیاس! جایی که من بلد نبودم ساعت بخونم! به جاش عقربه هاشو نقاشی میکردم توی یه گوشه و گوشه دیگه بابامو میکشیدم که داره داد …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۳

مثبت باش پسر!

تراپیستم این هفته بهم تمرین داده! که مثبت فکر کنم و فکر کنم و فکر کنم و اونقدر فکر کنم و توجه کنم که ۱۰ تا اتفاق مثبتی که برام تو این هفته میوفته و تو کیفیت زندگیم تاثیر داره رو بنویسم! و تا الان فقط یکی اتفاق افتاده! شاید …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۲

درماننشدنی

برمیگردم به اتاق تاریکم، چراغ چشمک زن کابل LAN مودم تنها چیزیه که روشنه، باید لپ تاپ رو روشن کنم دوره ضبط کنم، فردا جلسه دارم باید گزارش آماده کنم، آخ! باز گرفت! قلبم روزایی که خیلی بهت فکر میکنم یا شایدم فکرت منو، خیلی درد میگیره. تیر میکشه. انگار …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۱/۲۲
۴۱۷ پست ۸۶۷۶ بازدید ۷۴ روز فعالیت