وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


دلم برات تنگ نه...

تنگ نه... یه چیزی بیشتر از تنگ دلم برات شده. میدونم، علم روانشناسی میگه تو چیزی نبودی که دل ارزششو داشته باشه برات تنگ بشه! میدونم! چت جی پی تی میگه من خیلی از تو سر تر بودم! میدونم! دوستام میگن ارزششو نداره ول کن دیگه داره میشه ۳ ساله …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۹

من بعد تو دیوانه خواهم شد

هرشب به جایت با در و دیوار از درد‌هایم قصه می‌گویم من بعد تو دیوانه خواهم شد از زندگی هم دست می‌شُویم ای کاش از اول نمی‌بودی تا پای احساسم نمی‌لنگید من با دلم پیشت چه‌ها کردم اما تو که هربار می‌جنگید گفتم که من از عشق می‌ترسم گفتی بمانم …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۷

روزبه بمانی

نشسته بودیم توی درکه، کنار رود، هندزفری سفیده رو درآوردی گفتی موزیک گوش کنیم؟ راستیه رو گذاشتی تو گوش خودت، چپی رو گذاشتی تو گوش من. موزیک مخصوص خودمون رو پلی کردی "روزبه بمانی - اتفاق" همونی که میگه "برو به هر کی که پرسید چرا باهامی، بگو خدامی..." یکم …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۶

شنبه‌ی غم انگیز

به خانم دکتر گفتم میشه از تراس خودمو پرت کنم پایین؟ گفت آره. خانم دکتر بهم گفت یه دختری داره برای کنکور ارشد میخونه، میخوای با هم همگام بشین و با هم درس بخونید؟ بی درنگ گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم میترسم از وابستگی... میترسم... همین الانشم وابسته خیلیام که …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۴

تو منو لو دادی به گریه ها...

امشب داشتم فایل‌های قدیمی کامپیوترم رو مرتب میکردم، رسیدم به پوشه موبایل قبلیم، از عکس و چت های تو که رد شدم رسیدم به یه نوت، من معمولا نوت هامو خودم مینویسم... یه جا تو دست نوشته های قدیمی نوشته بودم "شاید خوشبختی یعنی یه موزیکی گوش کنی و کسی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳
۴۱۵ پست ۶۸۷۲ بازدید ۷۰ روز فعالیت