وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


این قمار عاقبتش جان مرا می‌بازد

روز میلاد من است آمده ام دست کشم به سرو گوش عرق کرده ی دنیای خودم قول دادم که در این شعر فقط من باشم تا خودم با همه خود باشمو تنهای خودم رد انگشت تو بر سینه ی سیبست هنوز من غلط کرده و مغضوب خداوند شدم بعد از …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۱۶

منتظرت بودم :))

شب به گلستان تنها منتظرت بودم باده ناکامی در هجر تو پیمودم منتظرت بودم، منتظرت بودم آن شب جان فرسا من، بی تو نیاسودم وه که شدم پیر از غم، آن شب و فرسودم منتظرت بودم، منتظرت بودم بودم همه شب، دیده به ره، تا به سحر گاه ناگه چو …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۱۸

چه دل‌آزارترین شد!..

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین ؟ سینه را ساختی از عشقش سرشارترین آنکه می گفت؛ منم بهر تو غمخوارترین ! چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین ... فریدون مشیری

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۰۵

مرا ببوس

مرا ببوس مرا ببوس برای اخرین بار تورا خدانگهدارکه میروم بسوی سرنوشت بهار ما گذشته گذشته ها گذشته منم به جستجوی سر نوشت در میان طوفان همپیمان با قایقرانها گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها به نیمه شبها دارم با یارم پیمانها که بر فروزم اتشها در کوهستانها اه …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۰۱/۰۱

زبان نیاز

گشاده مرا زبان نیاز تو ای همه لطف مرا بنواز بر آیینه دل نشسته غباری خوش آنکه چو باران به من تو بباری قسم به وفایی که من به تو دارم قسم به صفایی که با همه داری پناه منی تو پناه من آری بیا و به خویشم تو وامگذار …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۴
۳۷۵ پست ۳۴۹۲ بازدید ۶۴ روز فعالیت