آقای ۲ یک تفنگ خیلی زیبا دارد که از بقیه تفنگهایش خیلی بهتر است. دیشب داشتم تفنگ او را بررسی می کردم. آقای ۲ هم کنار من بود. از او پرسیدم که تیر تفنگ را کجا گذاشته است؟ او هم اذعان داشت که همه را گم کرده و تنها یک …
من بخشی از شاهنامه را به زبان انگلیسی خواندهام. مانند داستان رستم و سهراب. هرچه بیشتر پیش می رفتم و در بحر داستان مستغرق می شدم، بیشتر نقش زبان را درک می کردم. ترجمه هرچقدر هم که کامل و جامع باشد، باز هم دربردارندهی اصالت کامل نهفته در متن نیست. …
داستایوسکی می گوید که رنج، مادر فضیلت است. هر چه رنج بیشتری بکشی، فضیلتهایت بیشتر می شود. نمی دانم این تقدیس رنج از کجا نشئت گرفتهاست. به یاد ضرب المثل «نابرده رنج، گنج میسر نمی شود» می افتم. چرا مثلاً «برده رنج، گنج میسر شود» نبود؟ چرا که گوینده می …
کشف هلیم هم جذابیت خاص خودش را دارد! در کتابی خواندهام که هلیم برای اولین بار، نه در زمین بلکه در خورشید یافت شد. دانشمندان، نور خورشید عبور داده از منشور که به صورت رنگین کمان و خطوط طیفی شکسته شد را تحلیل کردند و چند خطوط طیفی ضعیف شناسایی …
این آقای ۲ هیولایی است برای خودش! جناب رفته کلی سیبزمینی برایم سرخ کرده و روی هر قطعه یک کیلو فلفل پاشیده! چرا؟ اینطور استدلال کرد که چون من غذاهای تند دوست دارم، کلی فلفل به آن پاشیده است. اولین سیب زمینی مرا به سرفه انداخت. به او گفتم برایم …