دریا دریا دریا دارم می میرم برای غرق شدن در زیر وزن سنگین و مواج بیکرانش. برای ان سکوت همه گیر و ابی همه جایش. برای اغوشش که بی صدا ، بی ادعا تا اخرین نفسم در برم میگرفت. چند روز است خوابهایم مدام مرا پس می زنند. انقدر خسته …
این خاطره در گوشهی ذهنم باید بایگانی میشد ، اما.... میترسم جایی از دستش بدهم، مثل آن «اِله»یِ اساطیری که پس از پانصد سال دلیلِ عشقش را در غبارِ زمان گم کرد، من هم معنایش را از دست بدهم ، فراموشش کنم. برای همین، برای حفظِ این تجربهیِ لغزان، تنها …
عهد هایی که در جهنم های مغموم بسته می شن ناگسستنی اند. کمی زیادی شیرینی اند ، چسبنده اند ، فراموش نشدنی و آتشی...؟ چرا؟ همم؟
اه سیل ... این کنون یکی از همان کنون هایی است که دوست داشتم پیشم می بودی. ماه نشینی چقدر خوشمزه است ؟ ایا باید منم به فضا نورد شدن فکر کنم تا دوباره ببینمت؟ کاش حداقل یک استکان لیموناد داشتم و الان روی پشت بام نشسته بودم ، آنوقت …