وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


این چند روز

از سوم مرداد که آخرین اینتر رو زدم و آخرین نوشته رو منتشر کردم تا الان، خیلی اتفاقا افتاده ولی خب چیز گفتنی نبوده برای همین نوشتنم نمیومد. نمیدونم... شاید این باشه شاید بنویسیش به پای بی حوصلگی. نتایج کنکور اومد، زبان خوندن رو شروع کردم، کلاس های جدید گرفتم، …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۸

ریسرچر جان!

زمانی که دانشجو بودم خیلی توی کارهای علمی فعال بودم. مقاله میخوندم، ایده پردازی میکردم، کتاب میخوندم، توی آزمایشگاه کار میکردم، پروتکل‌ها رو اصلاح میکردم و... یه محقق خفن بودم توی دنیای خودم! همین که فارغ التحصیل شدم این چیزا کم کم، کمرنگ شد برام. اما طبق حرفایی که با …

پروژه‌ها در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۲

گفت ازت میخوام که پا شی؛ پا شدم.

من عاشق اتاق زیر شیروونی‌ام. نیمه‌های شب بود که هیولا اومد دم در اتاقم گفت بانوی قرمز پوش گفته بری ببینیش. کتاب درخشش استفن کینگ رو گذاشتم کنار آباژور و از تختم اومدم بیرون. هیولا رفته بود. منم ۳۲ طبقه پله‌های قلعه سیاه رو رفتم بالا. شب طوفانی بود. باد …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۵/۰۱

قایم باشک.

سر و صدای بچه‌های توی کوچه حواسم رو پرت میکنه. چشمامو میبندم و پلکامو کش میارم. دستامو از روی صفحه کلید برمیدارم و مشت میکنم و باز میکنم. خسته شدم... اما سعی میکنم دوباره تمرکز کنم و برگردم سر کارم. سر و صدای بچه‌های تو کوچه خیلی بلنده! دارن قایم …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۳۱

۳۰ تیر

در وصف ۳۰ تیر هزار و یک خاطره میتونم تعریف کنم. اما اونقد حالم بده اصلا حال نوشتن ندارم. فقط اومدم بنویسم که: " اونی که میگفت بیا هر اتفاقی هم که افتاد ۳۰ تیر رو یادمون نره " الان دو ساله همه چیو یادش رفته...

توییت در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۳۰
۴۱۶ پست ۸۶۵۳ بازدید ۷۴ روز فعالیت