وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


هست یا نیست؟

نشستم تو اتاق انتظار روانپزشک، یه خانومه باکلاس و از این لاکچری‌ها، نشسته کنارم، تا الان دو بار از ته دلش گفته خدایا شکر...! نمی‌دونم.. منم چیزای زیادی برای شکر کردن دارما... اینطوری نیست که تو دلم الان بگم خب اره دیگه، دلش خوشه نفسش از جای گرم میاد بایدم …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۰

برنامه‌نویس بی لپ‌تاپ

زمانی که شروع کردم به خوندن کنکور، اتفاقاتی توی کشور افتاد، که به دنبالش اینترنت قطع میشد، جو فضای مجازی عوض شده بود، تا یه تبلیغ برنامه‌نویسی میکردی از صد جا بلاک میشدی کلی فحش میخوردی! و یه جورایی اصلا نمیشد کار کرد. درآمد من تقریبا صفر شد. خب چیکار …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱۰

تنهایی از درون آدم شروع میشه!

تقریبا همه به کسی که دورش خلوته و کسی رو نداره، دوستی رو نداره میگن تنها..! کسی که میاد خونه نمیتونه زنگ بزنه! باید با کلید در رو باز کنه! کسی که یه هفته اس سرما خورده و کسی حالشو نپرسیده. کسی که آخر این جاده کسی منتظرش نباشه. اما …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۹

اون انتخاب نکرده بود لگد بخوره!

از اونجا که خاطره‌هام اینجا خواننده داره انگار! بذار یه خاطره از بچگیام تعریف کنم. بچه که بودم مثلا ۴-۵ ساله که بودم، مامانم میرفت از باغ مامان بزرگش آلو جمع میکرد، تبدیل به آلو خشک میکرد و میفروخت و پولش نصف نصف بود! اما راه باغ تا خونه خیلی …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۸

اسکریپت طلا

یه چند وقتی میشه محض تفریح و سرگرمی طلای دیجیتال میخرم، بعدش خیلی وقتا شده که به این فکر کنم اگر میشد فهمید کی بخری که کمترین قیمت باشه و نگه داری خیلی خوب میشه! هی سرمایه ات میره بالا تر! حالا به پس انداز خیلی اعتقادی ندارم با این …

پروژه‌ها در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۰۷
۴۱۷ پست ۹۲۱۸ بازدید ۷۶ روز فعالیت