امروز برنامهنویسی اولیه وبسایت خانم دکتر هم تموم شد و آنلاین شد. وبسایت دکتر سیما عربیانی اینم میره جزو نمونه کارهام! چون یه سیستم نوبت دهی تقریبا کامل هستش که بابت نوشتنش به خودم افتخار میکنم (خخخ!) یکم بگذره توش تستهای روانشناسی اضافه میکنم که بشه تست داد و جوابش …
خیلی چیزا هستن که به ظاهر کوچیکن و اهمیتی ندارن اما برای من خیلی حس خوبی ایجاد میکنن! مثلا راننده اسنپ که وقتی عابر پیاده دید، ترمز زد و با لبخند بهشون گفت "بفرمایید اول شما رد شین..." یا مثل اون خداحافظیِ خانم دکتر، یا مثل حرفی که در مورد …
همیشه دلم میخواست دنیا رو تغییر بدم! یا بهتره بگم نجات بدم! توی هر حوزه ای که وارد میشدم دلم میخواست یه چیزی بسازم یا یه روشی ابداع کنم که ببینم بعد از من چند نفری دارن از این روش استفاده میکنن! مثلا اون موقع که ترم ۲ میکروب شناسی …
آدم با کسایی که دوستشون داره، قمار نمیکنه! بازی شاید بکنه. قمار ولی نه. اینو که گفت، رو کردم سمتش و گفتم "چرا الان اینو بهم میگی هیولا؟ از خیلی وقت پیش چرا نگفتی بهم؟" گفت باید بهش میرسیدی! به ساعت نگاه میکنم ساعت پنج و بیست و هفت دقیقه …
یک میز به شدت شلوغ، چند مکعب روبیک، یک نوشیدنی نیمه سرد و تا نصفه خورده شده، ظرف غذای خالی، مانیتوری روشن با چند صفحه کدنویسی، یک صفحه کلید. بعد از اینکه نوشتن بلاگیفای رو (بعد از ۳ روز و شب نخوابیدن!) تموم کردم، عقب واستادم و نگاه کردم و …