وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


رفتنِ ما اتفاقِ ناگوارِ کوچکی ست

رفتنِ ما اتفاقِ ناگوارِ کوچکی ست باز می‌گردیم روزی، روزگار کوچکی ست می‌گذاری گاه دور از تو جهان را حس کنم لطف یا قهر است این؟! دورم حصار کوچکی ست با مرور دوستی‌هایم به من اثبات شد هر که جز تو دوستم شد، دوستدار کوچکی ست در تو من دنبال …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۲

گاهی برای پیروز شدن باید نجنگی!

۴۶ دقیقه از سال ۲۰۲۶ گذشته و من خودم رو لای کدهای سی و پایتون و راست و پرل پیدا میکنم! شوخی نمیکنم! همه این کدها الان توی دسکتاپ‌های مختلف بازن و دارم الگوریتم‌های مختلف رو توی زبان‌های مختلف تست میکنم و سرعتشون رو میسنجم. با آلارم گوشی به هوش …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۱۱

ماکارونی

یه بار که با هم تلفنی حرف میزدیم، صحبت از این شد که ماکارونی رو چطوری درست میکنن! سوال کردی اینو ازم..! منم که نخواستم کم بیارم با اعتماد به نفس شروع کردم برات مرحله به مرحله تعریف میکردم که چطوریه. گفتم آب میریزیم قابلمه و جوش میاد و ماکارونی …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۹

اون از عمد غلط زد!

پنجم دبستان که بودم، خونه‌مون دو تا اتاق بود وسطِ بیابون. یعنی اگر درِ خونه رو باز میکردی رو به بیابون باز میشد. بدون هیچ در و دیوار و حیاطی! اوج فاجعه توی زمستونا بود. گرگ و شغال و روباه بود که دور و بر خونه قدم میزدن. اون ورِ …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۶

اگه یه روزی بچه دار شدم...

اگه یه روزی بچه دار شدم، هر روز بغلش میکنم. هر روز با عشق بهش نگاه میکنم. هر روز دورش میگردم. رفیقش میشم. طوری باهاش رفتار میکنم که مجبور نباشه بهم دروغ بگه. راست درست رو خودم میرم تا اونم یاد بگیره. هر هنری داشت، هر شغلی داشت، هر نمره‌ای …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۰۴
۳۷۵ پست ۳۷۹۸ بازدید ۶۵ روز فعالیت