هیولا اینبار قرصا رو از کجا گرفتی؟! "از همون داروخونه قبلیه؛ چطور مگه؟" هیچی انگار دیگه اینام اثر نمیکنن. "چرا مگه چی شده؟" بیقرارم، آشفتهام، حالم خوب نیست. حالم بده. هیولا هزار تا کار دارم و نمیدونم کدوم رو انجام بدم. از هر کاری یکم انجام میدم حوصلهام سر میره.... …
من از بچگی عاشق کامپیوتر و برنامهنویسی بودم. یادمه یه بار شب با اینکه صبحش مدرسه داشتم، تا ۴ صبح بیدار موندم و یه وبسایت ساختم! این برای پروژهای بود که داییم (دایی کوچیکم) قبول کرده بود ولی من یواشکی سر درآوردم از پروژه و خواستم توی یه بخشی بهش …
دست چپم تیر میکشه از داخل جیب هودی محکم میگیرمش میگم طوری نشده هیولا خوبم بخدا. هیولا نشسته رو دسته صندلی و زل زده به دکتر. زیر چشمای خانم دکتر کلی اشک جمع شده! "الاناس که گریهاش بگیرهها" هیولا اینو میگه و همزمان سقلمه میزنه بهم. میگم میدونم! فقط نمیدونم …
این روزا فیلم ترسناک میبینم! میخوام بترسم ولی نمیترسم! ترسناکترین فیلما رو دیدم بلکه ذهنم مشغول بشه ولی انگار نه انگار... این روزا دارم یه زبان برنامهنویسی سخت رو یاد میگیرم! نمیدونمم چرا..! دارم خودمو عذاب میدم. وسط این همه کار و پروژه و مشغول بودن، یه کار تحلیلی خیلی …
امروز گریه کردم. امروز زیاد گریه کردم. امروز خیلی گریه کردم! اصلا امروز تونستم گریه کنم! خیلی خوشحالم! کسی از گریه کردن خوشحالی میکنه هیولا؟ هیولا میگه هر چیزی منو خوشحال کنه خوبه! چون روی یه استیک نوت نوشتم "ناتینگ کَن خوشال می!" و زدم کنار مانیتور. نمیدونم چی شد... …