وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


معادله ترسناک

هیچوقت از حل معادله‌ها خوشم نمیومد! مفهومش رو دوست داشتما... اما از حل کردنشون فرار میکردم. تا یه خط میام وبلاگ بنویسم آلارم قرص خوردن صداش در میاد! قرص خواب رو که میخورم ادامه میدم... اره داشتم میگفتم... رفت و رفت تا که تو اومدی! تو خودت اومدی.. و الان …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۹

که انگار وجود نداشتی!

یادمه بچه که بودم، یه شب خونه مامان بزرگم بودیم، مامان ماکارونی پخته بود. نشستیم سر سفره، من و آبجیم و دایی هام و ... مامان برای همه کشید. البته نه برای همه! همه به جز من! همه شروع کردن به غذا خوردن به جز من! هیچوقت یادم نمیره با …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۷

تو، تو، تو ها

امشب تو پیاده‌رو یهو متوجه یه چیزی شدم، یه خانومی با پالتوی قرمز جلوتر از من راه میرفت. فرفری بود مشخص بود. یه تار موش افتاده بود بیرون. یه آن دلم هررری ریخت! با خودم گفتم نکنه تویی! گوشیمو درآوردم مپ گوگل رو آوردم چند بار زدم رو به روز …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۶

کوتاه:احساس خوشحالی

از آخرین باری که عضوی از یک پروژه بزرگ بودم، جزئی از یک نقشه واضح بودم، عضو مهمی از یک اکیپ دوستی بودم، متعلق و متعهد به یه مکان بودم، مسئول پیش بردن یک برنامه بودم، سالهاست که میگذره و من سالهاست احساس خوشحالی نمیکنم.

توییت در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۵

شروع تجربه‌های جدید و پایان دادن به...

به حرف تراپیستم گوش میکنم و در حال تجربه‌های جدید هر چند کوچیک‌ام. مثلا به جای موسیقی گوش دادن، آرشیو گل‌ها رو پیدا کردم: https://www.golha.co.uk/ و اینو گوش میکنم. بعضی وقتا میگم اگر دست به چنین تجربه‌ای نمیزدم، بعضی حس‌ها، بعضی صداها رو هیچوقت نمیشنیدم یعنی؟! چه خوب شد که …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۸/۱۴
۴۱۵ پست ۶۲۸۱ بازدید ۷۰ روز فعالیت