وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


یه هیولا در حال خوردن توعه

من همیشه گفتم درد مال کسیه که میخواد تغییر کنه. پس تا وقتی که درد حس میکنم یعنی هنوز زندم چون هنوز میخوام تغییر کنم. اگر از وضعیت فعلیم راضی بودم که دیگه مشکلی نبود! نه تراپی میرفتم، نه به تو فکر میکردم، نه درس میخوندم، نه کار میکردم. اگر …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۲۸

هنر ظریف بخشیدن

تراپی امشب هم مثل همیشه فوق العاده بود. چیزی رو یاد گرفتم که ارزشش بیشتر از هزاران جلسه تراپیه. یاد گرفتم ببخشم. تا الان نمیدونستم بخشیدن چیه؟ چطوریه؟ من یاد گرفتم و این یاد گرفتن باعث شد و میشه بارهایی که الکی تا اینجا به دوش کشیدم از روی شونه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۲۷

۱۴

لطفا از آدما برای وقت کشی استفاده نکنید.

توییت در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۲۶

پکیج قیمت

روز اول | ۲۵ اردیبهشت امروز روز شلوغی بود. وقت برای فکر کردن به هیچ چیزی رو نداشتم. اما میون کارها و خستگیا، هیولا اومد گفت هی! آقای ربات! تو این همه برنامه‌نویسی کار کردی، ولی هنوز یه پکیج برای پایتون ننوشتی! گفتم بهش که الان اخه؟! الان باید این …

پروژه‌ها در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۲۵

موضوع انشا: دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟

کلاس پر سر و صدا بود. پسرک یه دفتر انشا سیاه از توی کیفش درآورد و گذاشت روی نیمکت سبز چوبی کلاس سوم ب. از اون طرف شنید که یکی نوشته میخواد شغل پدرش رو دنبال کنه چون باباش الگو و قهرمانشه. موضوع انشای اون زنگ "دوست دارید در آینده …

خاطرات در تاریخ ۱۴۰۴/۰۲/۲۴
۴۱۷ پست ۸۸۰۰ بازدید ۷۵ روز فعالیت