وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


پیاده‌روی

خیلی وقته دیگه پیاده‌روی کِیف نمی‌ده... یه فضای پر از بغض پر از شک پر از یه حس کثافت که حتی نمی‌دونم اسمش چیه! رو لب مردم لبخند تشخیص نمیدم. فروشنده‌های کنار خیابونا یه گوشه ساکت نشستن و مثل قدیم تبلیغ نمیکنن "آی بیا یکی بخر سه چهار تا ببر!" …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۵

شکرگزاری؟!!

این روزها به عنوان یک شغل پاره‌وقت دارم برای کسی پادکست ادیت می‌کنم. کارش منتورینگ و کوچینگ خصوصیه. دیروز یه پادکست داد که موضوعش «شکرگزاری» بود. همین باعث شد دوباره به این کلمه فکر کنم؛ کلمه‌ای که راستش رو بخواین خیلی خیلی خیلی باهاش مشکل دارم. از نظر من، مفهوم …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۴

من زورم نرسید!

میون این همه کار که ددلاینش نزدیکه، با این حالی که دارم (دندون درد و بدن درد و..) با کلی مشغله فکری که دارم از قطعی اینترنت و صفری درآمد بگیر تا... یهو میای میشینی رو صندلی سفیده (چون صندلی سیاهه مال منه) و دستتو میذاری زیر چونه‌ات و زل …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۳

دندون درد

در حین فرآیند ارتودنسی یه سری دندونام که روی هم بودن و حالا صاف شدن، متوجه این نکته شدم که اون بخش که روی هم بوده پوسیده شده. یه مدت کاریش نداشتم چون خیلی هم دیده نمیشه ولی چند روزیه که به شدت درد میکنه. دو تا هم هستن. یکی …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۳

طبیعت گردی!

خانم دکتر باز پیام داد که "میخواد منو ببره طبیعت گردی با بچه‌های کارگاه و..." و من دوباره یه بهانه جور کردم! خوشبختانه این یکی بهانه‌ام یه جورایی واقعی‌تر بود! یه ویروسی چیزی گرفتم احتمالا، بدن درد، دل درد، سردرد و خلاصه هر جور دردی دارم! من هم از این …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۲
۳۷۵ پست ۳۴۸۲ بازدید ۶۴ روز فعالیت