وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


کابوسی که زندگی میکنم!

نکته تاریک زندگی اینجاس که نمیدونی روزایی که داره میگذره، روزای خوبته یا روزای بد! بعضی وقتا به این فکر میکنم از این بدتر دیگه نمیشه! یا اگر بشه هم من دیگه حسی بهش ندارم! حدودا دو ماهه که درآمد من (منِ مدرسِ برنامه نویسی) صفرِ مطلق شده. از تمام …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۳

بزرگترین لذت

تا اینجا هر برنامه ای مینوشتم صرفا برای خودم بود. یعنی تا یک سال پیش پروژه ای ننوشته بودم که قرار باشه موندگار باشه. یعنی نیاز باشه که مدام به روز بکنم. برای همین تا الان فکر میکردم بزرگترین لذت برنامه نویسی، بخشی هستش که کدها رو مینویسم. بعدش که …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۳

دلخوشی‌های کوچیک

خیلی چیزا هستن که به ظاهر کوچیکن و اهمیتی ندارن اما برای من خیلی حس خوبی ایجاد میکنن! مثلا راننده اسنپ که وقتی عابر پیاده دید، ترمز زد و با لبخند بهشون گفت "بفرمایید اول شما رد شین..." یا مثل اون خداحافظیِ خانم دکتر، یا مثل حرفی که در مورد …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۲

قمار باز

آدم با کسایی که دوستشون داره، قمار نمیکنه! بازی شاید بکنه. قمار ولی نه. اینو که گفت، رو کردم سمتش و گفتم "چرا الان اینو بهم میگی هیولا؟ از خیلی وقت پیش چرا نگفتی بهم؟" گفت باید بهش میرسیدی! به ساعت نگاه میکنم ساعت پنج و بیست و هفت دقیقه …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۱

بعد از خلق بلاگیفای

یک میز به شدت شلوغ، چند مکعب روبیک، یک نوشیدنی نیمه سرد و تا نصفه خورده شده، ظرف غذای خالی، مانیتوری روشن با چند صفحه کدنویسی، یک صفحه کلید. بعد از اینکه نوشتن بلاگیفای رو (بعد از ۳ روز و شب نخوابیدن!) تموم کردم، عقب واستادم و نگاه کردم و …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۱
۳۷۵ پست ۳۵۳۹ بازدید ۶۵ روز فعالیت