وبلاگ آقای ربات

روزمرگی‌های یک ربات قدیمی

دنبال کردن

برای دنبال کردن ابتدا وارد شوید.


عکسِ باارزشِ از تو

اون سالی که ماجراهای مهسا امینی و در ادامه‌اش رخ داد، اینترنت ملی شد و منی که کسب و کارم وابسته به اینترنت بود تقریبا تمام درآمدم صفر شده بود. یادمه زمانی که قرار گذاشتیم همو ببینیم، یک هفته قبلش من کلی کار کرده بودم که بلیت قطار و ... …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۴

فوقش قراره چی بشه؟

از زمانی که اینترنتا رو قطع کردن استرس کارم رو دارم. راستش من تقریبا کل کار و درآمدم از طریق اینترنت و برنامه نویسی و تدریس هستش. که با این اوضاع داره میشه یک ماه که نتونستم هیچ کار و درآمدی داشته باشم. همه دوستام که کارشون اینترنتی هستش اینطوریه. …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۴

پروژه‌ای برای مدیریت بقیه پروژه‌ها..!

یکی از سوالاتی که هر برنامه‌نویسی حتما باید از خودش موقع رویارویی با مشکلات بکنه اینه که "من چطوری میتونم این مشکل رو با برنامه‌نویسی حل کنم؟!" یعنی همیشه باید سعی کنید از درِ برنامه‌نویسی وارد بشین! مثلا من ساعت‌ها وقت میذارم تا برای خودم یک برنامه ToDoList بنویسم تا …

پروژه‌ها در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۳

حقِ انتخاب

به نظر من آدما تا جایی حقِ تصمیم‌گیری در مورد انتخاب کردن دارن که "فقط و فقط" به خودشون مربوط باشه. مثلا من دوست ندارم کله پاچه بخورم! انتخاب میکنمش چون فقط به خودم ربط داره! طرف دیگه ماجرا کله پاچه‌اس که فکر نکنم بهش بربخوره که من دوسش ندارم! …

روزمرگی در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۳

گیلدخت

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست! ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست! با شب غرق غم و تیره و تارم چه کنم… با دلی تنگ که از داغ تو دارم چه کنم بی قرارم چه کنم… غصه‌ی رفتن تو داده بر باد مرا… باورم نیست چنین برده‌ای …

شعرانه در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۰۳
۳۷۵ پست ۳۶۱۶ بازدید ۶۵ روز فعالیت